تبليغاتX
ثانیه های انتظار

ثانیه های انتظار
شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد#####تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

فاطمه ای طلیعه عشق! ای بهانه هستی! ای عصاره وجود رسول(ص)!

پیش از تو خدای عالم، بهانه ای برای آفریدن نداشت. عشق بی معنا مانده بود.

فخر، فروتنی، بزرگی، آبرو، زیبایی و كمال همه واژه هایی تهی، بی فروغ و بی نشان بودند.

تو اما با طلوع خود برگستره زمان، عشق را معنا كردی؛ فخر را مایه مباهات شدی؛

فروتنی در مكتب تو درس افتادگی آموخت؛ بزرگی، اوج از بلندای تو یافت. آبرو حتی از

تو آبرو گرفت؛ زیبایی را تو زینت بخشیدی؛

و ... بالاخره كمال نیز بواسطه تو تكامل پذیرفت.

گاه شكفتن تو، لبخند رضایت بر لبان خدا جاری بود، فرشتگان هل هله كنان شعر

سرور می سرودند، عالم غرق در اشتیاق بود، محمد(ص) اما در پوست خود نمی

گنجید.

فاطمه جان!

تجلّی خدایی و خدای تجلّی؛

كه تمام حسنی و حسن تمام؛

كه دخت یكتای رسولی و یكتا دخت رسول؛

كه كوثر حقیقتی و حقیقت كوثر؛

كه چشم روشن رسولی و روشنای چشم رسول (ص)؛

كه محبوبترین همسری و همسر محبوبترین؛

كه فخر كمالی و كمال فخر؛

كه تجسّم عصمتی و عصمت مجسّم؛

كه حقیقت ژرفی و ژرفای حقیقت؛

كه طهارت محضی و محض طهارت؛

كه ... 

آبرو حتی از تو آبرو گرفت. 

تاریخ هرگز از یاد نخواهد برد آن بامداد رؤیایی،‌آن پگاه شگرف كه تو در وجود آمدی،

گاه شكفتن تو، لبخند رضایت بر لبان خدا جاری بود، فرشتگان هل هله كنان شعر

سرور می سرودند، عالم غرق در اشتیاق بود، محمد(ص) اما در پوست خود نمی

گنجید، كودكان شادمانه این و آن سو می پریدند. زنان، بر مادر تو، خدیجه، رشک

می بردند.

و اینك...

تو آن ماه تمامی كه روزی از مشرق سرزمین وحی درخشیدن گرفتی و امروز

عالمیان همچنان سرگشته و سرمست از حضور شكوهمند تو... 

میلاد خجسته بانوی دوعالم ، حضرت فاطمه زهرا(س)

خدمت مولایمان حضرت مهدی(عج)و دوستداران آن

حضرت تبریک وتهنیت باد.

                                     


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 88/03/24 ساعت 12:4 توسط مدعی مهدوی |

امام (ره) به ما آموخت که که"انتظاردر مبارزه است"واین بزرگترین پیام او بود،وپس از او،اگر باز هم امیدی ما را زنده می دارد همین است که برای ظهورآخرین حجت حق مبارزه کنیم.امام(ره)ما را آموخت که"عرفان را با مبارزه جمع کنیم"وخود بهترین شاهد بود بر این مدعا که عرفان عین مبارزه است،واز این پس دیگر چه داعیه ای می ماندبرای آنان که عرفان را به مثابه امری کاملا شخصی بهانه واماندگی خویش می گرفتند؟ او کتاب وسنت را در وجود خویش تفسیر کرد ومجهولات شریعت وطریقت را با مفتاح مبارک حیات خویش گشود وما می دانستیم که جهاد اصغر شرط لازم جهاد اکبر است واولیای مقرب خدا در تمام طول تاریخ همواره بر همین شیوه زیسته اند.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 88/03/15 ساعت 6:20 توسط مدعی مهدوی |

بچه ها بیایید!

حسن جان!حسین جان!زینبم!عزیزم ام کلثوم بیایید با مادر وداع کنید.سخت است می دانم ،خدا در این مصیبت بزرگ به اجر وصبرش یاری تان کند.

آرامتر عزیزان از گریه گریزی نیست.اما صیحه نزنید.شیون نکنید.مثل من آرام اشک بریزید.

نمی دانم چطور تسلایتان دهم.این مادر آخر مادری نبود که همتا داشته باشد،کسی بتواند جای او را پر کند که جهان بتواند چون او دوباره بزداید.

اما تقدید این بوده است.راضی شوید به مشیت خداوند وزبان به شکوه نگشایید.

رویش را سیمای مادر را؟

باشد ،باز می کنم.هر چند که دل من دیگر تاب دیدن آن چهره نیلی را ندارد.وای،مهتاب چه می کند با این رنگ وروی مهتابی.

اینقدر صدا نزنید مادر،او که اکنون توان پاسخ گفتن ندارد فقط نگاهش کنید وآرام اشک بریزید.

اما نه انگار این دست های اوست که از کفن بیرون می آید وشما را در آغوش می گیرد.

باز این همان دل مهربان اوست که نمی تواند پس از وفات نیز ندای شما را بی جواب بگذارد.تا کجاست مقام قرب تو فاطمه جان!

شما را به خدا بس کنید بچه ها برخیزید!

این جبرئیل است که پیام آورده برخیزید.

برخیزید بچه ها!چه شبی است امشب خدایا!لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

برخیزید بر مادرتان نماز بخوانیم.نماز آراممان می کند.نمازتسلایمان می بخشد.حسن جان بگو بیایند به آن چند نفر بگو آرام ومخفیانه بی صدا بیایند.

همه کارهمین امشب باید تمام شود .وصیت مادرتان زهراست.

صبور باش حسین جان!دلت را به خدا بسپار.در این مصیبت عظمی از او کمک بگیر.

انا لله وانا الیه راجعون

وانا الی ربنا لمنقلِبون

علیکم السلام.خدا پاداشتان دهد.اینجا بایستید.پشت سر من،صبور باشید.آرام گریه کنید.وصیت دختر پیامبر را از یاد نبرید.به صدای گریه تان دیگران را هوشیار نکنید.همین شما فقط باید در نمازشرکت کنید.دلهایتان را به یاد خدا آرامش ببخشید.

لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

خدایا من از دختر پیامبر تو راضی ام.اکنون که او گرفتار وحشت است تو همدم او باش.

خدایا،مردم از او بریده بودند تو با او پیوند کن.

خدایا براو ظلم کردند تو برایش حکم کن که بهترین حاکمان تویی.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 88/03/07 ساعت 22:47 توسط مدعی مهدوی |

مادر نمیر،مردن برای تو زود است ویتیمی برای ما زودتر.ما هنوز کوچکیم.ازآب وگل در

نیامد ه ایم.هنوز سرهایمان طاقت گرد یتیمی ندارد.

نهال تا وقتی که نهال است احتیاج به گلخانه وباغبان دارد ،تاب سوز وسرما وباد

وطوفان را نمی آورد وما از نهال کوچکتریم واز غنچه ظریف تر.

اما نه،نمان برای محافظت از ما

 نمان برای اینکه از ما مراقبت کنی. تو خود اکنون نیاز به تیمار داری .

بمان برای اینکه ما تو رابر روی چشمهای خود مداوا کنیم.تو اکنون به کشتی نجات

طوفان زده ای می مانی که به سنگ کینه جهال غریق ،شکسته ای وپهلو گرفته ای.

بمان برای اینکه بی مادر نباشیم.

بمان برای اینکه ما مادری مثل تو داشته باشیم.

می دانم که خسته ای می دانم که مصیبت بسیار دیده ای غم بسیار خورده ای ومی

دانم که به رفتن مشتاقتری تا ماندن وبه آنجا دلبسته تری تا اینجا.

اما تو خورشیدی مادر

بمان به خفاشان نگاه نکن.این کوری مسری ومزمن دلت را مکدر نکند.تو به خاطر

همین چند چشم که آفتاب را می فهمند بمان.

می دانم که تو به دنبال چشمی برای دیدن ودلی برای فهمیدن گشتی ونیافتی.من با

چشمهای کودکانه خود شاهد بودم که با آن حال نزار،سوار مرکب می شدی وبه

همراه پدرم علی ودوبرادرم حسن وحسین،شبانه در خانه های تک تک مهاجرین

وانصار می رفتید وآنها را به دریافتن حقیقت دعوت می کردید.

پدر که خود اسوه صلابت بود از اینهمه استواری تو لذت می برداما دلش از مشاهده

آن حال وروز تو خون بود،زنی 18ساله اما اینطور مریض ورنجور وخسته.

خدا بکشد دشمنان تو را مادرکه در طول چند ماه با سوهان خباثت رشته حیات تو

رابریدند.ام کلثوم فدای چشمهایی که  لحظه به لحظه بی فروغ می شوند.

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 88/03/06 ساعت 23:24 توسط مدعی مهدوی |

چه شبی است امشب خدایا!

این بنده تو هیچگاه اینقدر بی تاب نبوده است.این دل ودست و پا هیچگاه اینقدر

نلرزیده است.این اشک اینقدر مدام نباریده است.چه کند علی با اینهمه با تنهایی!

ای خدا!در سوگ پیام آور تو که سخت ترین مصیبت عالم بود ،دلم به فاطمه خوش

بود.می گفتم:گلی از آن گلستان در این گلخانه یادگار هست .اما اکنون چه

بگویم؟اینهمه تنهایی را کجا ببرم. اینهمه اندوه را با که قسمت کنم.

یکه وتنها در مقابل یک حکومت ایستاد ودلش از جا تکان نخورد.من مامور به سکوت ب

ودم و حرفهای دل مرا هم او می زد.چند سال مگر از جاهلیت می گذرد؟جاهلیتی که

در آن شتر مقام داشت وزن ارزش نداشت.جاهلیتی که در آن دختر،ننگ بود واسب افتخار.

زنی در مقابل قومی با این تفکر وبینش بایستد ویکه وتنها از حقیقت دفاع کند!

غریب بود خدا !غریب بود!

من گاهی از دل او راه به عطوفت تو می بردم.وقتی به خانه می آمدم انگار پا به دریای

محبت می گذاشتم ،انگار در چشمه صفا شستشو می کردم.خستگی کجا می

توانست خودی نشان دهد.

اکنون با رفتن او من خستگی های گذشته را هم بر دوش خودم احساس می کنم.

خسته ام خدا! چقدرخسته!

فرشتگان که به قدر من فاطمه را نمی شناسند ،به اندازه من با فاطمه دوست نبودند

مثل من دل در گروی عشق فاطمه نداشتند ضجه می زنند مویه می کنند تو

سزاوارتری برای گریستن ای علی!که فاطمه فاطمه تو بوده است....

ای کسی که فقط پنهانکاری را فقط در دردها ومصیبت هایت بلد بودی،شوی تو کسی

نیست که این رازهای سر به مهر تو را نداند برایشان در نخلستانهای تاریک

شب،نگریسته باشد.

ای وای از حکایت محسن،حکایت فاطمه آن در ودیوار!حکایت آن میخ های آهنین با

بدن نحیف وخسته وبیمار!حکایت آن آتش با آن تن تب دار!حکایت آن دست پلید با آن

گونه ورخسار!حکایت آنهمه مصیبت با این دل بی قرار!

چه صبری داشتی تو ای فاطمه! وچه صبری داری ای خدای فاطمه!

خدایا ،این کنیز توست ،این فاطمه است ،دختر پیامبر وبرگزیده تو ،دختر بهترین خلق

تو،دختر زیباترین آفرینش تو.

خدایا!آنچه رهایی اش را سبب می شود بر زبانش جاری کن،برهان او را محکم

گردان،درجات او را متعالی فرما واو را به پدرش برسان.

 

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 88/03/05 ساعت 22:59 توسط مدعی مهدوی |

ت
طراحي شده توسط گنبدطلاي امام رضا

منوي اصلي

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفايل مدير وبلاگ
پست الکترونيک
عناوين مطالب وبلاگ

حرف من


قطعه گمشده ای از پر پرواز کم است/11بار شمردیم و یکی بازکم است
اینهمه آب که جاری است نه اقیانوس است / عرق شرم زمین است که سرباز کم است.
ای عزیز ببخش بر من اگر با جانی نه پاک ودلی نه روشن و اعمالی نه مقبول، مشتاق توام ،اما باور کن که در سر سودایی جز محبت تو نیست وخیالم از نقش ونگار تو پر است.

ثانیه ها رو بشمار تا ظهور دولت یار

تقویم تا ظهور

نوشته های آخر

یا امام رئوف
سر راهت می شینم
روزی تو خواهی آمد
اشک بقیع
گل نرگس کی می آیی؟!
فقط حیدر امیرالمومنین است
یا کریم اهل بیت
یا صاحب الزمانم مولای مهربانم
مرا مباد
مولا جان میلاد تان مبارک

محفل دوستان

گنبدطلاي امام رضا

امکانات

طراح قالب


Powered by BLOGFA
File Hosting by Persian Gig