تبليغاتX
ثانیه های انتظار

ثانیه های انتظار
شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد#####تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

ای زینب! ای زبان علی در کام!

با ملت خویش حرف بزن.ای زن،ای که مردانگی در رکاب 

تو جوانمردی آموخت.زنان ملت ما،اینان که نام تو آتش

وعشق ودردبر جانشان می افکند به تو محتاجند بیش از

همه وقت.

 

ای زبان علی در کام!ای رسالت حسین بر دوش

 

ای که از کربلا می آیی

وپیام شهیدان را در میان هیاهوی همیشگی قداره بندان

وجلادان همچنان به گوش تاریخ می رسانی .

زینب با ما سخن بگو ،مگو که بر شما چه گذشت ،مگو

که در آن صحرای سرخ چه دیدی ،مگو که جنایت آن جا تا

به کجا رسید.مگو که خداوند آن روز،عزیزترین وپر شکوه

ترین ارزش ها وعظمت هایی را که آفریده است ،یک جا

در ساحل فرات وبر روی ریگزارهای تفتیده بیابان طف

چگونه به نمایش آوردوبر فرشتگان عرضه کرد تا بدانند که

چرا می بایست بر آدم سجده می کردند؟

آری زینب !مگو که درآن جا بر شما چه رفت.مگو که

دشمنانتان چه کردند ،دوستانتان چه کردند .آری ای

"پیامبر انقلاب حسین"ما میدانیم ما همه را شنیده ایم .

تو پیام کربلا،پیام شهیدان را بدرستی گزارده ای .

تو شهیدی هستی که از خون شهید کلمه ساختی

،همچون برادرت که با قطره قطره ی خون خویش سخن

می گفت .اما بگو ای خواهر ،بگو چه کنیم ؟

لحظه ای بنگر که ما چه می کشیم؟دلی به ما گوش کن

تا مصائب خویش را با تو باز گوییم.با تو ای خواهر مهربان!

این تو هستی که باید بر ما بگریی.

ای رسول امین برادرکه از کربلا می آیی ودر طول تاریخ

بر همه نسل ها می گذری وپیام شهیدان را می رسانی

،ای که از باغ های سرخ شهادت می آیی وبوی گل های

نوشکفته آن دیار را در پیرهن داری،ای دختر علی،ای

خواهر،ای که قافله سالار کاروان اسیرانی ما را نیز در پی این قافله با خود ببر.

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 87/10/26 ساعت 22:13 توسط مدعی مهدوی |

اى مردم ! خداوند به ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ويژگى بر ديگران فضيلت بخشيده است :
به ما ارزانى داشت علم ، بردبارى ، سخاوت فصاحت ، شجاعت و محبت در قلوب مومنين را و ما را بر ديگران برترى داد به اينكه پيامبر بزرگ اسلام ، صديق (امير المومنين على عليه السلام)، جعفر طيار ، شير خدا و شير رسول خدا صلى الله عليه و آله (حمزه) و امام حسين و امم حسين عليه السلام دو فرزند بزرگوار رسول اكرم صلى الله عليه و آله را از ما قرار داد.
هر كس مرا شناخت كه شناخت و براى آنان كه مرا نشناختند با معرفى پدران و خاندانم خود را به آنان مى شناسام.
اى مردم ! من فرزند مكه و منايم ، من فرزند زمزم و صفايم ، من فرزند كسى هستم كه حجر الاسود را با رداى خود حمل و در جاى خود نصب فرمود ، من فرزند بهترين طواف و سعى كنندگانم ، من فرزند بهترين حج كنندگان و تلبيه گويان هستم ، من فرزند آنم كه بر براق سوار شد ، من فرزند پيامبرى هستم كه در يك شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصى سير كرد.
من فرزند آنم كه جبرئيل او را به سدره المنتهى برد و به مقام ربوبى و نزديكترين جايگاه مقام بارى تعالى رسيد ، من فرزندآنم كه با ملائكه آسمان نماز گزارد ، من فرزند آن پيامبرم كه پروردگار بزرگ به او وحى كرد، من فرزند محمد مصطفى و على مرتضايم ، من فرزند كسى هستم كه بينى گردنكشان را به خاك ماليد تا به كلمه توحيد اقرار كردند.
من پسر آن كسى هستم كه برابر پيامبر با دو شمشير و با دو نيزه مى رزميد و دو بار هجرت و دو بار بيعت كرد و در بدر و حنين با كافران جنگيد و به اندازه چشم بر هم زدنى به خدا كفر نورزيد من فرزند صالح مومنان و وارث انبيا و از بين برنده مشركان و امير مسلمانان و فروغ جهادگران و زينت عبادت كنندگان و افتخار گريه كنندگانم ، من فرزند بردبارترين بردباران و افضل نمازگزاران از اهل بيت پيامبر هستم ، من پسر آنم كه جبرئيل او را تاييد و ميكائيل او را يارى كرد ، من فرزند آنم كه از حرم مسلمانان حمايت فرمود و با مارقين و ناكثين و قاسطين جنگيد و با دشمنانش مبارزه كرد ، من فرزند بهترين قريشم ، من پسر اولين كسى هستم از مومنين كه دعوت خدا و پيامبر را پذيرفت ، من پسر اول سبقت گيرنده اى در ايمان و شكننده كمر متجاوزان و از ميان برنده مشركانم ، من فرزند آنم كه به مثابه تيرى از تيرهاى خدا براى منافقان و زبان حكمت عباد خداوند و يارى كننده دين خدا و ولى امر او و بوستان حكمت خدا و حامل علم الهى بود.
او جوانمرد، سخاوتمند، نيكو چهره ، جامع خير ها، سيد ، بزرگوار، ابطحى ، راضى به خواست خدا، پيشگام در مشكلات ، شكيبا ، دائما روزه دار، پاكيزه از هر آلودگى و بسيار نماز گزار بود.
او رشته اصلاب دشمنان خود را از هم گسيخت و شيرازه احزاب كفر را از هم پاشيد.
ادامه مطلب


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 87/10/20 ساعت 23:23 توسط مدعی مهدوی |

 در تشرفی از امام مهدی (ع) پرسیدند:"آقا از مردم ایران راضی هستید؟"فرمود:

 "بله راضی ام.

به خاطر عاشورا که با همه وجود به میدان می آیند.راضی ام"

مردم ایران با عاشورا عشق بازی می کنند.درسشان را از عاشورا می گیرند.هر چه دارند از عاشورا دارند.حالا دشمنان می آیند  قلم های زهر اگینشان را به سوی عاشورا می برند ومیخواهند چیزی که سبب رضاوخشنودی امام زمان(ع) است از ما بگیرندوعقاید جوانان ما را سست و ناتوان کنند.

اما هدفشان را مگر در خواب ببینند.

تاریخ نشان داده است که هر کس با کربلا در ا فتاد آخر خطش است.هرکس با کربلا مبارزه کند به مرحله جنون ودیوانگی رسیده است!باید بگذارد وبرود.مگر می شود با کربلا بازی کرد؟!راه ارتباط و دیدار با امام زمان (ع)این است که ما نزد خداوند کرامت پیدا کنیم.کرامت هم به این است که مانع ملاقات یعنی گناه را از میان ببریم،آن گاه تشرف وملاقات حاصل خواهد شد.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 87/10/16 ساعت 22:19 توسط مدعی مهدوی |

 پدر هم رفت و دید ونیدیشید .مادر هم ،دوست و آشنا وهمه کس وکارت.تو اما نرفته ای ،دیده ای ندیشیده ای ،تلویزیون مدام نشانش می دهد.دوربین ها مدام تصویر آشفته ی رها شده درباره اش را می گیرند ومردمان مدام می بینندسرخی نشسته بر پیشانی گنبد را.از خواهرت که می پرسی ،می گوید برای سرخی خونش است وفکر که می کنی ،می بینی مگر سرنوشت آن یکی ها جز این بود ،شهادت و غربت واین خاندان ، سه یار دیرینه اند. همیشه نشانه ی روحانیت وتقدس را "سبز " دانسته ای وهر کجا هر امام زاده را از پرچم سبز روحانی اش شناحته ای ؛پس چه رازی است در "سرخی" این پرچم؟چه می خواهد بگوید با تو.

من نیز نمی دانم ، شاید هیچ کس هم نداند ،تنها شنیده ام که قبایل عرب چون به ماه های حرام می رسیدند ،جنگ را متوقف کرده وبرای اعلام آن این که این "آرامش" از "سازش" نیست وچون ماه حرام بگذرد ،جنگ ادامه خواهدیافت ،پرچمی سرخ بر قبه ی خیمه ی فراخونده ی قبیله زده تا دوستان و دشمنان وهمه بدانند که"جنگ پایان یافته است" جز این چه می تواند باشد!

کیست که نداند این آرامش کاذب حاکم بر"کربلا" حکایت از حقیقت طوفانی جهان گیر خواهد اشت.

آری این آرامش از سازش نیست ،جهان در انتظار حسینی دیگر نشسته تا به پا خیزد وبعد از سال های خاموش حرامی که به حرمت آسمان و زمین گذشت نبردبا کفر را یک سر کند.آیا گمان ناحقان بر این است که پیروز میدان اند وحق طلبان را در سکوت نشانده اند؟!

هرگز چنین نبوده است ،"بگذار این سال های حرام بگذرد ".

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 87/10/13 ساعت 22:43 توسط مدعی مهدوی |

ای امیر دل من کوفه میا

                                        ای همه حاصل من کوفه میا

کوفیان بر تو جفا نمودند

                                         با تو ای دوست وفا ننمودند

کوفه شهر حیله ونیرنگ است

                                         که پذیرای آن با سنگ است

کوفه شمشیر وسنان تیز کند

                                          کاسه زهر تو لبریز کند

کوفیان هم به اشک من می خندند

                                         هم کمر به قتل تو می بندند

کوفیان پست وجنایتکارند

                                         به خدا چشم به قتلت دارند

ای امیر دل من کوفه میا        

ای امیر دل من کوفه میا

ای امیر دل من کوفه میا

                                                     


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 87/10/10 ساعت 6:59 توسط مدعی مهدوی |

ت
طراحي شده توسط گنبدطلاي امام رضا

منوي اصلي

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفايل مدير وبلاگ
پست الکترونيک
عناوين مطالب وبلاگ

حرف من


قطعه گمشده ای از پر پرواز کم است/11بار شمردیم و یکی بازکم است
اینهمه آب که جاری است نه اقیانوس است / عرق شرم زمین است که سرباز کم است.
ای عزیز ببخش بر من اگر با جانی نه پاک ودلی نه روشن و اعمالی نه مقبول، مشتاق توام ،اما باور کن که در سر سودایی جز محبت تو نیست وخیالم از نقش ونگار تو پر است.

ثانیه ها رو بشمار تا ظهور دولت یار

تقویم تا ظهور

نوشته های آخر

یا امام رئوف
سر راهت می شینم
روزی تو خواهی آمد
اشک بقیع
گل نرگس کی می آیی؟!
فقط حیدر امیرالمومنین است
یا کریم اهل بیت
یا صاحب الزمانم مولای مهربانم
مرا مباد
مولا جان میلاد تان مبارک

محفل دوستان

گنبدطلاي امام رضا

امکانات

طراح قالب


Powered by BLOGFA
File Hosting by Persian Gig