|
ای زینب! ای زبان علی در کام!
با ملت خویش حرف بزن.ای زن،ای که مردانگی در رکاب
تو جوانمردی آموخت.زنان ملت ما،اینان که نام تو آتش
وعشق ودردبر جانشان می افکند به تو محتاجند بیش از
همه وقت.
ای زبان علی در کام!ای رسالت حسین بر دوش
ای که از کربلا می آیی
وپیام شهیدان را در میان هیاهوی همیشگی قداره بندان
وجلادان همچنان به گوش تاریخ می رسانی .
زینب با ما سخن بگو ،مگو که بر شما چه گذشت ،مگو
که در آن صحرای سرخ چه دیدی ،مگو که جنایت آن جا تا
به کجا رسید.مگو که خداوند آن روز،عزیزترین وپر شکوه
ترین ارزش ها وعظمت هایی را که آفریده است ،یک جا
در ساحل فرات وبر روی ریگزارهای تفتیده بیابان طف
چگونه به نمایش آوردوبر فرشتگان عرضه کرد تا بدانند که
چرا می بایست بر آدم سجده می کردند؟
آری زینب !مگو که درآن جا بر شما چه رفت.مگو که
دشمنانتان چه کردند ،دوستانتان چه کردند .آری ای
"پیامبر انقلاب حسین"ما میدانیم ما همه را شنیده ایم .
تو پیام کربلا،پیام شهیدان را بدرستی گزارده ای .
تو شهیدی هستی که از خون شهید کلمه ساختی
،همچون برادرت که با قطره قطره ی خون خویش سخن
می گفت .اما بگو ای خواهر ،بگو چه کنیم ؟
لحظه ای بنگر که ما چه می کشیم؟دلی به ما گوش کن
تا مصائب خویش را با تو باز گوییم.با تو ای خواهر مهربان!
این تو هستی که باید بر ما بگریی.
ای رسول امین برادرکه از کربلا می آیی ودر طول تاریخ
بر همه نسل ها می گذری وپیام شهیدان را می رسانی
،ای که از باغ های سرخ شهادت می آیی وبوی گل های
نوشکفته آن دیار را در پیرهن داری،ای دختر علی،ای
خواهر،ای که قافله سالار کاروان اسیرانی ما را نیز در پی این قافله با خود ببر.

ادامه مطلب |