|
با ولادت تو عشق متولد شد ، رشادت رشد کرد ، شهامت رنگ گرفت ، ایثار معنا
شهادت ، قداست و خون ،آبرو گرفت .
با ولادت تو ، زلال ترین تقوا از چشمه سار وجود جوشید " موج" ، موجودیت یافت " نسیم" با تولد تو متولد شد و "صاعقه" اولین نگاه تو در گهواره بود و مگر نه "عشق" در کلاس تو ، درس می خواند و مگر نه "ایثار" به تو مقروض شد و مگر نه " آفرینش " از روح تو جان گرفت ؟
پس چرا ما خبر "ولادت" تو را هم که می شنویم ، بغض گلویمان را می فشرد ؟
پس چرا ما در روز ولادت تو نیز اشک ، پهنای صورتمان را فرا می گیرد؟
از تو ما را حدیثی در سینه است و غمی جانکاه بر دل ، همان غمی که دل آرام را
شکست و یاد تواش گریاند.
پیامبر ، آنگاه که با تو به عرصه ظهور نهادی ، گلویت را بویید و اشک دلش
بوسه را بر گلوی تو طراوتی دیگر بخشید.
همان حدیث که توان از علی ربود و بر بیابانش ایستاد و ناله اش را به آسمان رساند که :
"ههنا مناخ رکابهم و موضع رحالهم و ههنا مهراق دمائهم فنیه من آل محمد ..."
اینجاست قتلگاه حسین ،خون عزیزان محمد بر پیشانی این خاک جاودانه می شود.
همین جا کاروان عشق درنگ می کند و بار بر زمین می نهد ، وادی معاشقه اینجاست . همینجاست که پیامبران و فرشتگان صف در صف ، گوش به راز و نیازی عارفانه می سپرد.
این جاست که فریاد خون آلود "الهی رضا برضاک " سینه آسمان را می شکفدوبر
رضایت خداوند ، چنگ می زند و آسمان از این درد می شکند و زمین بر خود می پیچید .
آری ! از تو ما را حدیثی در سینه هست وغمی جانکاه بر دل و رسالتی سنگین بر پشت . تو اگر چه قرآن مجسمی و هر بطن وجود و شخصیت تو را بطنی است و آن را بطنی دیگر تا لایتناهی و اگر چه اوج پرواز والاترین انسان ، حضیض- پایین ترین شناخت تو را در نمی یابد.
و هر چند تو برتری از آنچه ما می اندیشیم و آن صفات که تو را متصف می کنیم واگر چه تو زینت بخش صفاتی ، و اگر چه یادمان نرفته است آن کلام را که در قیامت والاترین مومنین در تب و تاب دیدار خداوندی می سو زند و از او تقاضای دیدار می کنند ، برقی می درخشد و نوری متجلی می شود که همگان را سالیان دراز بی خویش و بی هوش می کند ووقتی خود را می یابند و به هوش می آیند ، عاجزانه از خدا می پرسند که این تو بودی ؟ و پاسخ می شنوند که این تجلی از چهره حسین بود، جلوه ای از رخ ابا عبدالله ، یک نیم نگاه ثار الله ... و قلم را هرگز توان شرح این دیدارنیست... ولیکن ما را فقط یارای دیدن ظواهر است و همین و تا همین حد، آتش به خرمن وجودمان افکنده است و دل های نا قابلمان را
پروانه شمع آن جاودانه کرده است .
ما که ظرفیت دریا نداریم ، همان قطره ای که در گلویمان چکاند ه ای ،حیات و زندگیمان بخشیده است .
ما در این کاروانسرای دنیا ازآن جهت تنفس می کنیم که تو
درآن درنگ کرده ای.

فرخنده میلاد ارباب عشق و معرفت ابرمرد کربلا حضرت ابو الفضل العباس(ع)بر همه
عاشقان مبارکباد .

یا امام سجاد
دعا و درخواست حوایج از خدا، منحصر به الفاظی نیست که از لسان مبارک پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت (علیهم السلام) بیان شده باشد. لذا انسان در مقام دعا آزاد است در هر حال و در هر جا که هست و به هر لغت و زبانی که برایش ممکن است، اظهار نیاز به درگاه خدای بی نیاز بَرد و آن چه در دل دارد، به زبان آورد و با پروردگارش در میان بگذارد و از او رفع حاجاتش را بخواهد.
اما در این میان ممکن است انسان عادی به بسیاری از ارزش های والای خویش پی نبرده و آن چه در تأمین سعادت وی نقش دارد، درک نکرده باشد و تمام توجهش صَرف یک سلسله مطالب کوچک و کم ارزش گردیده، آن ها را به عنوان حوایج اصیل و مهم از خداوند بخواهد.
هم چنین ممکن است آدمی به هنگام دعا و عرض نیاز به درگاه خدا، نتواند آن گونه که شایسته ی مقام خداوندی بوده در حد کمال و ادب به آداب دعا بپردازد و خلاصه، نداند که چه باید بخواهد و چگونه باید بخواهد.
از این رو چه بهتر است که در این مرحله نیز سر به آستان مقربان درگاه و عارفان به شئون بندگی، یعنی خاندان عصمت و وحی (علیهم السلام) بگذارد و از زبان آن بزرگواران به دعا و مناجات با خدا بپردازد.
در این موضوع، از آن منابع فیض و حکمت الهی آن قدر مضامین بلند و معارف توحیدی به ما رسیده که هر صاحب دلی در هر حال و در هر نوع گرفتاری، می تواند با پناه به یکی از دعاها و مناجات ها، غم دل بزداید و با پروردگار خویش هم سخن شود.
صحیفه ی مبارک امام سجاد زین العابدین (علیه الاسلام) معروف به صحیفه ی سجادیه، در این میان از نظر سند و جامعیت محتوا داری ویژگی خاصی می باشد و حقا در ایجاد حال دعا و ارتباط انسان به خدا، اثری اعجاب انگیز دارد. آن چنان که نغمه های آن به عمق وجود انسان راه می یابد و او را با شور و نوایی خاص در مقام انس با خدا به پرواز در می آورد.
ابن جوزی از دانشمندان اهل سنت در این رابطه می گوید: امام علی بن حسین زین العابدین نسبت به امت اسلامی در باب دعا و کیفیت سخن و گفتگو با خدا و عرض حوایج به پیشگاه او، حق تعلیم دارد. چه آن که اگر نبود آن امام و تعلیماتش، مسلمانان نمی دانستند که چگونه با خدا سخن بگویند. این امام است که به آنان آموخت در مقام توبه، درخواست، ترس از دشمن و... چه بگویند.(1)
همان طور که ابن جوزی در کلام خویش به آن اشاره می کند، به عنوان نمونه امام سجاد(علیه السلام) در مقام آموزش توبه به ما می آموزند تا با خدای خویش این گونه راز و نیاز کنیم: " ... بارالها! من در این مقام، خود به سوی تو باز می گردم و توبه می کنم ... مانند بازگشت توبه کاری که (از شدت انزجار و نفرت از گناه) خاطره ی هیچ گناهی را در ذهن و نفسش نیز نمی گذراند و فکر بازگشت به هیچ خطایی را به ضمیر و باطنش راه نمی دهد... باشد که بهره بریم....
میلاد زینت عابدان ، امام زین العابدین (ع) بر همه عاشقان راهش مبارک باد.
ادامه مطلب |