تبليغاتX
ثانیه های انتظار

ثانیه های انتظار
شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد#####تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

مهدی جان

ای روشنترین چراغ پنهان

وای پنهان ترین حضور روشن

 در کدامین سحر خواهی آمد تا از تشنه جانم حریری از عشق را در زیر پایت فرش کنم . تو می ایی و با آمدنت سجاده ی سبز نیایش را از بوی گل یاس عطر آگین می کنی وبا بر پایی حق ،آرزوهای سبز امید را در گلستان عشق به حقیقت می رسانی.

 مولا جان !دشت های سوخته در حسرت   باران اند

 وچشمان عاشقانت در انتظار حضور سبز تو

 بیا که بیش از این منتظرانت را توانی نیست ، بیا از  این سفر طولانی که به انتظارت هر غروب کنار مرز مجنون نشسته اند .بازآی ای بی انتها و ای غایت آرزوهامان ، ما در قفس نیاز ها اسیر و تو بی نیاز از همه ی نیاز های ما .

لحظات بی تابی و بی قراری دل چه سخت است . ما نیازمند تو هستیم و تو را می طلبیم اما باید این را هم به خودمان یادآوری کنیم که : "برای به تو به رسیدن باید از خویش گذشت ، دل از کف داد و عشق پیشه کرد ."

عاشقان و منتظران حضور یار میلاد گل نرگس بر شما تهنیت باد.

 

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 87/05/26 ساعت 23:13 توسط مدعی مهدوی |

ای بهار آزادی

ای کشتی نجات! اینک گرفتاران امواج پر تلاطم دریای فساد و ظلم وطغیان در انتظار ظهورت لحظه شماری می کنند.

ای مایه امید !ای آرزوی دل اولیا، ای آنکه شب های تار انبیا یه امید ظهورت رقم خورده.

ای آنکه خشم پر خروش ملکوتیان به یاد انتقامت !فرو کش.

وای آنکه قلب پر خون علی (ع) را تو مایه تسکین !

ای آنکه پهلوی شکسته زهرای اطهر (ع ) را تو مرحم !

ای آنکه قلب شکسته حسن را تو مرحم!

ای انکه خون پاک شهیدان را تو منتقم !

ای آنکه بازوان به زنجیر کشیده اسیران را تو نوازش !

بیا! تا شکوفه های بهاری به روی زیبای تو لبخند زند.

بیا !که لاله های پرشور گلستان به یاد توتبسم کند.

بیا!که سبزه زاران به خاطر جمال زیبای تو با طراوت شود.

بیا !که ها غنچه ها به یاد تو شکوفا گردد.

بیا !که بلبلان برای تو نغمه سر دهند.

بیا! که پرچم پر افتخار توحید به دست توانای تودر سراسر گیتی به اهتزاز در آید.

بیا!که با آمدنت ،قلب رسول الله(ص) خوشحال ودل علی (ع) شادوچشم زهرا(س) روشن شود.

ای زاده پیغمبر! ای میوه دل حیدر!ای امید قلب زهرا اطهر!

ما غفلت کردیم ،متوجه نشدیم ، غافلانه و جاهلانه ، توآن یوسف عزیز را بدون اینکه حتی ثمن بخسی نصیبمان شود ، از دست دادیم .واینک در هجران تو ،کنعان زندگی ما در خشکسالی سوزان فرو رفته وزندگی بر ما سخت شده،با شرمندگی ،دست تمنا به سوی تو گشوده و عرضه می داریم : 

 اللهم عجل لولیک الفرج 

 

 

www.saneyehayeantezar.blogfa.com

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 87/05/20 ساعت 22:42 توسط مدعی مهدوی |

با ولادت تو عشق متولد شد ، رشادت رشد کرد ، شهامت رنگ گرفت ، ایثار معنا

                           شهادت ، قداست و خون ،آبرو گرفت .

با ولادت تو ، زلال ترین تقوا از چشمه سار وجود جوشید " موج" ، موجودیت یافت " نسیم" با تولد تو متولد شد و "صاعقه" اولین نگاه تو  در گهواره بود و مگر نه "عشق" در کلاس تو ، درس می خواند و مگر نه "ایثار" به تو مقروض شد و مگر نه " آفرینش " از روح تو جان گرفت ؟

پس چرا ما خبر "ولادت" تو را هم که می شنویم ، بغض گلویمان را می فشرد ؟

 پس چرا ما در روز ولادت تو نیز اشک ، پهنای صورتمان را فرا می گیرد؟

از تو ما را حدیثی در سینه است و غمی جانکاه بر دل ، همان غمی که دل آرام را

شکست و یاد تواش گریاند.

پیامبر ، آنگاه که با تو به عرصه ظهور نهادی ، گلویت را بویید و اشک دلش

بوسه را بر گلوی تو طراوتی دیگر بخشید.

همان حدیث که توان از علی ربود و بر بیابانش ایستاد و ناله اش را به آسمان رساند که :

"ههنا مناخ رکابهم و موضع رحالهم و ههنا مهراق دمائهم فنیه من آل محمد ..."

اینجاست قتلگاه حسین ،خون عزیزان محمد بر پیشانی این خاک جاودانه می شود.

همین جا کاروان عشق درنگ می کند و بار بر زمین می نهد ، وادی معاشقه اینجاست . همینجاست که پیامبران و فرشتگان صف در صف ، گوش به راز و نیازی عارفانه می سپرد.

این جاست که فریاد خون آلود "الهی رضا برضاک " سینه آسمان را می شکفدوبر

رضایت خداوند ، چنگ می زند و آسمان از این درد می شکند و زمین بر خود می پیچید .

آری ! از تو ما را حدیثی در سینه هست  وغمی جانکاه بر دل و رسالتی سنگین بر پشت . تو اگر چه قرآن مجسمی و هر بطن وجود و شخصیت تو را بطنی است و آن را بطنی دیگر تا لایتناهی و اگر چه اوج پرواز والاترین انسان ، حضیض- پایین ترین شناخت تو را در نمی یابد.

و هر چند تو برتری از آنچه ما می اندیشیم و آن صفات که تو را متصف می کنیم  واگر چه تو زینت بخش صفاتی ، و اگر چه یادمان نرفته است آن کلام را که در قیامت والاترین مومنین در تب و تاب دیدار خداوندی می سو زند و از او تقاضای دیدار می کنند ، برقی می درخشد و نوری متجلی می شود که همگان را سالیان دراز بی خویش و بی هوش می کند ووقتی خود را می یابند و به هوش می آیند ، عاجزانه از خدا می پرسند که این تو بودی ؟ و پاسخ می شنوند که این تجلی از چهره حسین بود، جلوه ای از رخ ابا عبدالله ، یک نیم نگاه ثار الله ... و قلم را هرگز توان شرح این دیدارنیست... ولیکن ما را فقط یارای دیدن ظواهر است و همین و تا همین حد، آتش به خرمن وجودمان افکنده است و دل های نا قابلمان را

پروانه شمع آن جاودانه کرده است .

ما که ظرفیت دریا نداریم ، همان قطره ای که در گلویمان چکاند ه ای ،حیات و زندگیمان بخشیده است .

ما در این کاروانسرای دنیا ازآن جهت تنفس می کنیم که تو

درآن درنگ کرده ای.

  فرخنده میلاد ارباب عشق و معرفت ابرمرد کربلا حضرت ابو الفضل العباس(ع)بر همه

عاشقان مبارکباد .

 

                                                    یا امام سجاد

دعا و درخواست حوایج از خدا، منحصر به الفاظی نیست که از لسان مبارک پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت (علیهم السلام) بیان شده باشد. لذا انسان در مقام دعا آزاد است در هر حال و در هر جا که هست و به هر لغت و زبانی که برایش ممکن است، اظهار نیاز به درگاه خدای بی نیاز بَرد و آن چه در دل دارد، به زبان آورد و با پروردگارش در میان بگذارد و از او رفع حاجاتش را بخواهد.

اما در این میان ممکن است انسان عادی به بسیاری از ارزش های والای خویش پی نبرده و آن چه در تأمین سعادت وی نقش دارد، درک نکرده باشد و تمام توجهش صَرف یک سلسله مطالب کوچک و کم ارزش گردیده، آن ها را به عنوان حوایج اصیل و مهم از خداوند بخواهد.

هم چنین ممکن است آدمی به هنگام دعا و عرض نیاز به درگاه خدا، نتواند آن گونه که شایسته ی مقام خداوندی بوده در حد کمال و ادب به آداب دعا بپردازد و خلاصه، نداند که چه باید بخواهد و چگونه باید بخواهد.  

از این رو چه بهتر است که در این مرحله نیز سر به آستان مقربان درگاه و عارفان به شئون بندگی، یعنی خاندان عصمت و وحی (علیهم السلام) بگذارد و از زبان آن بزرگواران به دعا و مناجات با خدا بپردازد.

در این موضوع، از آن منابع فیض و حکمت الهی آن قدر مضامین بلند و معارف توحیدی به ما رسیده که هر صاحب دلی در هر حال و در هر نوع گرفتاری، می تواند با پناه به یکی از دعاها و مناجات ها، غم دل بزداید و با پروردگار خویش هم سخن شود.

صحیفه ی مبارک امام سجاد زین العابدین (علیه الاسلام) معروف به صحیفه ی سجادیه، در این میان از نظر سند و جامعیت محتوا داری ویژگی خاصی می باشد و حقا در ایجاد حال دعا و ارتباط انسان به خدا، اثری اعجاب انگیز دارد. آن چنان که نغمه های آن به عمق وجود انسان راه می یابد و او را با شور و نوایی خاص در مقام انس با خدا به پرواز در می آورد.

ابن جوزی از دانشمندان اهل سنت در این رابطه می گوید: امام علی بن حسین زین العابدین نسبت به امت اسلامی در باب دعا و کیفیت سخن و گفتگو با خدا و عرض حوایج به پیشگاه او، حق تعلیم دارد. چه آن که اگر نبود آن امام و تعلیماتش، مسلمانان نمی دانستند که چگونه با خدا سخن بگویند. این امام است که به آنان آموخت در مقام توبه، درخواست، ترس از دشمن و... چه بگویند.(1)

همان طور که ابن جوزی در کلام خویش به آن اشاره می کند، به عنوان نمونه امام سجاد(علیه السلام) در  مقام آموزش توبه به ما می آموزند تا با خدای خویش این گونه راز و نیاز کنیم: " ... بارالها! من در این مقام، خود به سوی تو باز می گردم و توبه می کنم ... مانند بازگشت توبه کاری که (از شدت انزجار و نفرت از گناه) خاطره ی هیچ گناهی را در ذهن و نفسش نیز نمی گذراند و فکر بازگشت به هیچ خطایی را به ضمیر و باطنش راه نمی دهد...       باشد که بهره بریم....

میلاد زینت عابدان  ، امام زین العابدین (ع) بر همه عاشقان راهش مبارک باد.

 

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 87/05/16 ساعت 19:8 توسط مدعی مهدوی |

انا المهدى

من موعود زمانم، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا .

با من از همه آن چه در دل دارید بگویید.از گرانى بار انتظار؛از تیرگى شبهاى غیبت؛از هیبت گناه، از فریب سراب، از دروغ خنده ها و از دورى اقبال.من به ندبه هاى شما مى بالم.من تنگى دل شما را مى شناسم.من برق چشم شما را مى بینم .گرمى دستهاى شما، چراغ خیمه صحرایى من است

انا المهدى

من موعود زمانم، صاحب عصر، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.

از دورى و دیرى با من بگویید.جز من كسى حرف شما را باور نمى كند.جز من كیست كه بداند روزگار شما چگونه روزگارى است؟جز من كیست كه بداند زخم شما، شكوفه كدام غم است؟گریه شما، جارى چه اندوهى است؟و خنده شما تا كجا شكوهمند است؟ من تنهایى شما هستم.

من شما را از گریه هایتان مى شناسم و شما مرا از اجابتهایم.امسال، باران گرسنه خاك است.ابرها دیگر نمى بارند.خورشید به ناز نشسته است.بهار خرمى نمى كند.آیا از یاد برده اند كه شما جمعه شناسان هفته انتظارید؟نمى دانند شما شب ها مرا به خواب مى بینید؟و روزها زمین را با آهن اندوه مى شكافید؟امسال زمین ركاب نمى دهد،و گریه انتظار، شما را امان.من مى آیم، كه هر سال، بهار آمدنى است.من مى آیم كه سفره شما بى نان نباشد.و هفته شما، بى جمعه.

اناالمهدى؛من موعود زمانم. صاحب عصر، قائم گیتى،

خرد هستى، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا....

 

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 87/05/11 ساعت 22:58 توسط مدعی مهدوی |

باغها را چراغان كنید؛

بوى انار، مشام پرستوها را دیگر نمى‏گزد.

زاغكى، زیر سرو بن خزیده است؛ پیدایش كنید؛ به ‏خم رنگ بیندازیدش، طاووس مى‏شود.

امروز همه از دایره بیرون‏ترند.

كمرها كه آلوده صد بندگى بودند، شال همت ‏به ‏خود پیچند كه پیچ و تاب راه هنوز بسیار است.

تاجهایى كه مرداب افكندگى، قى مى‏كردند، اینك تكه ‏پاره‏هاى سنگ فرش بازارند.

آمدنم، مثل شعر، ناگهانى است؛

مثل سبزه، نقاش زمین است؛

مثل گریه، با خود هزار عاطفه مى‏آورد؛

به شیرینى یارى است كه رقیب مومیایى او

   بقیه مطالب را در ادامه مطلب مطالعه کنید.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 87/05/10 ساعت 22:36 توسط مدعی مهدوی |

ت
طراحي شده توسط گنبدطلاي امام رضا

منوي اصلي

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفايل مدير وبلاگ
پست الکترونيک
عناوين مطالب وبلاگ

حرف من


قطعه گمشده ای از پر پرواز کم است/11بار شمردیم و یکی بازکم است
اینهمه آب که جاری است نه اقیانوس است / عرق شرم زمین است که سرباز کم است.
ای عزیز ببخش بر من اگر با جانی نه پاک ودلی نه روشن و اعمالی نه مقبول، مشتاق توام ،اما باور کن که در سر سودایی جز محبت تو نیست وخیالم از نقش ونگار تو پر است.

ثانیه ها رو بشمار تا ظهور دولت یار

تقویم تا ظهور

نوشته های آخر

پیوندتان مبارک
یا جواد الائمه
یا امام رئوف
سر راهت می شینم
روزی تو خواهی آمد
اشک بقیع
گل نرگس کی می آیی؟!
فقط حیدر امیرالمومنین است
یا کریم اهل بیت
یا صاحب الزمانم مولای مهربانم

محفل دوستان

گنبدطلاي امام رضا

امکانات

طراح قالب


Powered by BLOGFA
File Hosting by Persian Gig