|
شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد#####تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد |
|
هر جا ز علي مدد گرفتيم خيريت بي عدد گرفتيم هر جا پي غير او پريديم خيري ز عروجمان نديديم هر جا به علي اميد بستيم از مهلکههاي راه رستيم هر جا که اميدمان جز او بود چون آب مضاف بر وضو بود هر جا که علي نگاهمان کرد سر زنده و رو به راهمان کرد مخفي خود از آن نگاه کرديم تا سر به دل گناه کرديم هر جا ز علي سوال کرديم از نفس سوال حال کرديم هر جا که علي جوابمان داد از دست خودش شرابمان داد هر جا که علي به ما نظر کرد شيطان ز فريب ما حذر کرد ما ليک ورا رها نکرديم يک عمر جز ادعا نکرديم هر جا ز علي طلب نموديم باب دگري به او گشوديم في الجمله علي جوابمان داد خيريت بي حسابمان داد ما چون به علي اميدواريم از مرگ غمي به دل نداريم هر کس به علي اميدوار است بر شانه ابرها سوار است هر کس پي جز علي قدم زد بد عاقبتي به خود رقم زد ما عبد ولايت علي ايم سرخوش ز عنايت علي ايم ما ريزهخوران خان اوييم ديري است که ميهمان اوييم جز آنچه علي دهد نپوشيم جز آنچه علي دهد ننوشيم پرداخته خرج خانهمان را داده همه آب و دانهمان را يک عمر به ما هر آنچه شد داد ما را به خودش نمود معتاد معتاد به دانه علي ايم مستاجر خانه علي ايم ما کفتر جلد بام اوئيم ماُوا به جز از نجف نجوئيم منبع :سایت تبیان بلای جانسوز عصر ما غییبت نیست ،غفلت است. شیعه اگردر حضورآب دل به سراب می سپارد چگونه نام خود را شیعه می گذارد؟ کدام عاشقی بی یاد معشوق زیستن می تواند؟کدام عاشقی یک لحظه بی خاطر معشوق سر می کند؟کدام عاشقی هرازگاه به یاد معشوق می افتد ومحبوب را در ردیف دیگر امور روزمره خویش می بیند؟کدام عاشق هجران کشیده ای خوردوخوراک وخواب ولذت می فهمد؟ این ننگ وعار برای عاشق نیست که از معشوق بشنود که ما تو را از یاد نمی بریم ومراعات تو را فرونمی گذاریم واو...واو بی اشتیاق زیارت معشوق سر کند ویاد او را فرو بگذارد...!این اوج بی معرفتی محب نیست که بداند وبشنودکه محبوب به شادمانی او شادوبا اندوه او غمگین می گردد،مریضی اش محبوب را بیمار می کند،هرگاه دست به دعا بردارد محبوب آمین می گویدوآن زمان که سکوت کندمحبوب برایش وبه جایش دعا می کندواو سر از پای نشناسد وقالب تهی نکند؟ آری بلای جانسوزما غفلت است،غیبت نیست."وغیبته منا"او غایب نیست پرده بر چشم های ماست چه کس صادقانه دست به دعا برآورده است مخلصانه امام خویش را طلب کرده است وپاسخ نگرفته است؟ برخی امام را طلب می کنند ودیگران را هم.اینان تا آن زمان که چشم به ابواب چند گانه دارند،دستشان به دست امام نمی رسد.بعضی امام را طلب می کنند اما نه به خاطر امام که برای وصول به حاجات خویش.می بینی که امام را صدا می کند با تضرعی جانسوز وجگرخراش.اما آنچه می طلبد،دیدار حیات بخش امام نیست حل مشکلات ووصول به حاجات خویش است.این سخن نه بدان معناست که درتلاطم مشکلات به سراغ امام نباید رفت وقضای حوائج واستجابت دعا ورفع موانع را از او نباید خواست بلکه به عکس همه چیز از نزول باران تا شفای بیماران را از امام باید طلب کرد که تقدیر ومشیت همه چیز در عالم به دست اوست وهیچ کار بی اشارت مژگان اوبه سرانجام نمی رسد.سخن این است که شوق دیدار اما چیزی است وعریضه وعرضه حاجات دنیوی،چیز دیگر.سخن این است که ساقی این بارگاه به ظرفیت وجام همت مهمان می نگرد ،محبوب به ظرفیت دل محب نگاه می کند."ان هذه القلوب اوعیه وخیرها واوعاها"یکی به هوای بهشت در مصیبت حسین(ع) اشک می ریزد.یکی درمجلس حسین(ع)بر مصییبت خویش می گرید.یکی را معرفت حسین(ع) ومعرفت به مصیبت حسین(ع) می گریاند.هر کس به قدر جام معرفت خویش از دست های امام نوش می کند.امام دست نیافتنی نیست.دست های ما بسته است.امام در پرده غیبت نیست پرده بر چشم های ماست وآنچه ما را از زیارت امام محروم می کند غیبت امام نیست غفلت است. آری بلای جانسوز غفلت غفلت است خدایا آن را که خبری شد خبری باز نیامد تقدیم آنان که دل تنگ فراق یارهستند آنان که در حسرت فراق می سوزند وآنان که در انتظار دیدن یار شب وروز می سوزند ومی سازند آفتاب مهربانی سایه تو بر سر من ای که در پای تو پیچید ساقه نیلوفر من باتو تنها با تو هستم ای پناه خستگی هام در هوایت دل گسستم از همه دل بستگی هام در هوایت پر گشودم باور بال وپر من باد شعله ور از آتش غم خرمن خاکستر من باد ای بهار باور من ای بهشت دیگر من چون بنفشه بی تو بی تابم بر سر زانو سر من بی تو چون برگ از شاخه افتادم زرد وسرگردان در کف بادم گر چه بی برگم گرچه بی بارم در هوای تو بی قرارم برگ پاییزم بی تو می ریزم نو بهارم کن نو بهارم کن نو بهار فاطمه ای طلیعه عشق! ای بهانه هستی! ای عصاره وجود رسول(ص)! پیش از تو خدای عالم، بهانه ای برای آفریدن نداشت. عشق بی معنا مانده بود. فخر، فروتنی، بزرگی، آبرو، زیبایی و كمال همه واژه هایی تهی، بی فروغ و بی نشان بودند. تو اما با طلوع خود برگستره زمان، عشق را معنا كردی؛ فخر را مایه مباهات شدی؛ فروتنی در مكتب تو درس افتادگی آموخت؛ بزرگی، اوج از بلندای تو یافت. آبرو حتی از تو آبرو گرفت؛ زیبایی را تو زینت بخشیدی؛ و ... بالاخره كمال نیز بواسطه تو تكامل پذیرفت. گاه شكفتن تو، لبخند رضایت بر لبان خدا جاری بود، فرشتگان هل هله كنان شعر سرور می سرودند، عالم غرق در اشتیاق بود، محمد(ص) اما در پوست خود نمی گنجید. فاطمه جان! تجلّی خدایی و خدای تجلّی؛ كه تمام حسنی و حسن تمام؛ كه دخت یكتای رسولی و یكتا دخت رسول؛ كه كوثر حقیقتی و حقیقت كوثر؛ كه چشم روشن رسولی و روشنای چشم رسول (ص)؛ كه محبوبترین همسری و همسر محبوبترین؛ كه فخر كمالی و كمال فخر؛ كه تجسّم عصمتی و عصمت مجسّم؛ كه حقیقت ژرفی و ژرفای حقیقت؛ كه طهارت محضی و محض طهارت؛ كه ... آبرو حتی از تو آبرو گرفت. تاریخ هرگز از یاد نخواهد برد آن بامداد رؤیایی،آن پگاه شگرف كه تو در وجود آمدی، گاه شكفتن تو، لبخند رضایت بر لبان خدا جاری بود، فرشتگان هل هله كنان شعر سرور می سرودند، عالم غرق در اشتیاق بود، محمد(ص) اما در پوست خود نمی گنجید، كودكان شادمانه این و آن سو می پریدند. زنان، بر مادر تو، خدیجه، رشک می بردند. و اینك... تو آن ماه تمامی كه روزی از مشرق سرزمین وحی درخشیدن گرفتی و امروز عالمیان همچنان سرگشته و سرمست از حضور شكوهمند تو... میلاد خجسته بانوی دوعالم ، حضرت فاطمه زهرا(س) خدمت مولایمان حضرت مهدی(عج)و دوستداران آن حضرت تبریک وتهنیت باد. امام (ره) به ما آموخت که که"انتظاردر مبارزه است"واین بزرگترین پیام او بود،وپس از او،اگر باز هم امیدی ما را زنده می دارد همین است که برای ظهورآخرین حجت حق مبارزه کنیم.امام(ره)ما را آموخت که"عرفان را با مبارزه جمع کنیم"وخود بهترین شاهد بود بر این مدعا که عرفان عین مبارزه است،واز این پس دیگر چه داعیه ای می ماندبرای آنان که عرفان را به مثابه امری کاملا شخصی بهانه واماندگی خویش می گرفتند؟ او کتاب وسنت را در وجود خویش تفسیر کرد ومجهولات شریعت وطریقت را با مفتاح مبارک حیات خویش گشود وما می دانستیم که جهاد اصغر شرط لازم جهاد اکبر است واولیای مقرب خدا در تمام طول تاریخ همواره بر همین شیوه زیسته اند. |
قطعه گمشده ای از پر پرواز کم است/11بار شمردیم و یکی بازکم است
پست الکترونيک آرشيو وبلاگ
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387
در سایه سار معرفت فدایی سید علی ذاکر بین الحرمین کربلایی نریمان پناهی کلب الزینب(س) مولای تنهاوغریبم صدای پای یار محفل فاطمیون فطرس ملک صحبت های دلنشین به سوی ظهور مهدی محبی حرف های دل پرواز به سوی موفقیت موج بیداری پراکنده گویی های امید یه قلب آسمونی شیعه علی شرح درد و اشتیاق محبان المهدی یک دقیقه سکوت لطفا ....کی قصد ازدواج داره ؟... یه محفل عارفانه حقیقت عشق کلید اسرار مهر بیکران یادبود یا لثارات الحسین این الفاطمیون...؟! بانوی بی نشان کربلایی مست حیدر راهیان حضور منتظران در کلاس انتظار فدائیان اسلام عشق علیه السلام خدایی کرببلات بهشته در محضر یار .....استاذنا..... در محضر استاد طیب احکام دختر و پسر ..من معرفت می خوام.. یا ساقی کربلا هیئت فاطمیون میاندوآب هوای مشرق منتظران یار سرای خسته دلان شهید کربلا 313یار ناب پرچین راز چادر خاکی هیئت مهدی جان (عج) خادم العباس(ع)
monesam khoda
پشتيباني
|