تبليغاتX
ثانیه های انتظار

ثانیه های انتظار
شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد#####تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

تـو مـثـل مـاه تـابون مى‎درخشى  

ز آستـان خـراسـون مـى‎درخشى 

تـو خـورشـیـدى و نـورت آفتابه 

دل دشـمـن ز نـورت در عـذابـه

تـو مولایـى، امـامى، جان فدایت 

گـشـوده بـال و پر، دل در هوایت

خراسـون بـوى عطر عـشق داره 

امـام هـشتـم اونـجـا شهـریاره

در جـنـت در آن جـا بـاز بـاشه 

خـدا آن جـا غـزل پـرداز بـاشه

هـنر آن جا، ادب آن جا، گل آن جا 

شراب و عشق و شمع و بلبل آن جا

خـدا جـارى ز چـشـم آسـمـونه 

زمـیـن بـا اهـل عـالـم مهربونه

امـام هـشـتـمـیـن جـونم فدایت 

گـشـوده بـال و پـر دل در هوایت

حـرم زیـبـاتـریـن جـاى جهانه 

بـراى هـر كـبـوتـر آشـیـانـه

پـنـاه بـى پـنـاهـان اون امـامه 

كـه مـهرش بى حد و لطفش تمامه

شـب آن جـا مـأمن راز و نیـازه 

دل پـاكـان ز عـالـم بـى نـیازه

گـل و سرو و سمن مى‎روید آنجا 

زمـان، تن در سحر مى‎شوید آنجا

امـام اون جـا بـهـار چـارفصله 

كه دسـتونش به دست عشـق وصله

بهترین شادباش‎ها تقدیم به شما، بمناسبت میلاد امام علی بن موسی الرضا(علیه‎السلام)

- شمع جمع شاپرک‎هایی رضا                                          ای کلید ساده مشکل گشا

آن گل زیبا گل خوشبو تویی                                               ای رضا جان، ضامن آهو تویی

با نگاهت چون کبوتر کن، مرا                                              تا بگیرم اوج، خوشحال و رها

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 88/08/07 ساعت 23:40 توسط مدعی مهدوی |

    به امید ظهورتان وبه امید دیدارتان

روزها وشب ها به دعا می نشینم تا شاید روزی از پس پرده غیبت بیایی        

 شاید من آن روز نباشم تا رخسار زیبای شما را ببینم اما آخراین راه به حقیقت خواهد پیوست.

ای کاش جهان آمادگی پیدا می کرد وبه دیدار شما می رسید تا آن لحظه که هستم وزنده ام وقدمی که

روی زمین بر می دارم برای ادامه راه شماست.

کاش جهان برای خشنودی شما قدم بر می داشت وبرای نابودی ظلم وبیداد ادامه حیات می داد اما تا کی

انتظار خواهم کشید تا کی روی عدل وداد را خواهیم دید.با کدام دعای اجابت صدا بزنم تا بشود قدوم

مبارک خود را بر زمین نهید.به امید دیدار شما همچنان هستیم.

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 88/08/02 ساعت 22:52 توسط مدعی مهدوی |

شب ،ماه را در خود پنهان می کند اما گیسوان تو

صبحگاه

همه کوچه ها را روشن خواهد کرد

سلام بر تو ای زیباترین نقاش عدالت،سلام بر تو ای ناب ترین غزل تنهایی وغربت

سلام بر تو ای دلتنگ ترین ترانه محبت.

آقای خوبم!جمعه ای دیگر بر ما گذشت وتو باز هم نیامدی.

مهربانم!نمی خواهم زبان به شکوه باز کنم وبگویم نیامدی جمعه بوی دلتنگی می دهد از دوری ات خسته و بی قرارم...می خواهم بگویم امروز  عهد بسته ام که در گوشه جاده انتظارگل نرگس بکارم وبر سجاده صبر سجده شکیبایی گذارم،می خواهم بگویم از این جمعه،بیش از پیش منتظرت هستم وبه آمدنت امیدوار.از نبودت هزاران دل شکسته اما همه این قلب های شکسته با آمدن تو ای بزرگمرد عدالت دردها التیام می گیرد.

آقای خوبم!دیگر جمعه برای خیلی از آدم ها عادی شده،خیلی ها هم از نیامدنت رنگ سیاهی بر گل های انتظار می پاشند.من منتظرت می مانم وجمعه را روز تجدید پیمان نام نهادم تا هر جمعه عهد دوباره ببندم ،با شما برای منتظر ماندن.

تا آمدنت آسمان قلبم را آبی نگه می دارم ومی گویم خسته ام می گویم هر زمان آمدی قدمت به روی چشم....


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 88/07/26 ساعت 22:14 توسط مدعی مهدوی |

باز تکه‏های ابر سیاه در دل آسمان، می‏خواهند حکایت تلخی را بسرایند، نوری بر دستان مدینه تشییع می‏شود. اینک امام علم و دیانت و سراینده سرود زیبای خداپرستی، به سوی معبود می‏شتابد. اکنون فرزند دیگری از خاندان آل عبا و عالم دین خدا زهر تلخ دسیسه‏های پلیدان را می‏نوشد، او امام همه خوبی‏ها و خانه همه دانش‏ها، امام جعفر صادق(علیه‏السلام) است.

اندیشه تشیع در پله ششم، تاریخ را به ماتم می‏خواند، ماتمِ چشمه جوشان کلام شیعه ماتم خزانه‏دار علم علی، فاتح قله‏های بلند دانش خداوندی، وارث بزرگ پدر، هنوز آخرین حرف‏های امام، در گوش‏های زمان پژواک می‏کند:

«اِنَّ شَفاعَتَنا لا یَنالُ مُسْتَخِفّا بالصَّلوةِ»؛ همانا شفاعت ما به کسی که نماز را کوچک بشمارد، نخواهد رسید. بقیع همیشه گریان، امروز خورشید را در خود جای می‏دهد. درود بر تو ای ششمین پیام خدا بر زمین!

امروز اشک‏های تمام عاشقان خاندان علی از ابرهای غمگین آسمان بقیع می‏بارد و هر بار به یاد آن لحظه که زهر خصم را نوشیدی، جگرهامان به خون می‏نشیند و با چشمانی نمناک فریاد می‏زنیم:

 

«اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی الله‏ ـ یا وَجیها عِنْدَالله‏، اشفع لنا عندالله»‏

 

شهادت جانسوز امام عشق وصدق  گل باغ بتول صادق آل رسول بر مولا حضرت مهدی (عج)و

بر همه دوستداران اهل بیت تسلیت باد


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 88/07/21 ساعت 18:16 توسط مدعی مهدوی |

"میم حا،میم،دال"وآفریده شدی در هاله ای از نور،در گوشه ای از عرش،در مدار سیزده ستاره دنباله

دار،وخداوند اراده کرد رونمایت را بردارد،با آفرینش آدم وتو را با روح مقدس در او دمید.اگر نبودید شما دو

گنجینه ارزشمند چه لطفی داشت سجده فرشتگان ،مشتی خاک را؟

آن ها آدم را سجده کردند در حالی که بیشترینشان تو را در او رصد نکرده بودند.وحوا از تو سهمی داشت

هنگام زادن شیث.

تو در زبور وآوازهای داود جاری بودی در متن انجیل می درخشیدی وتورات بهار را با تو تصویر می کرد.

زمین تو را چشم در راه است.

او دیده است قتل هابیل را.

در آغوش کشیده است کودکانی را که به جای ابراهیم وموسی با دست گرگ های نمرود وفرعون دریده شدند.

او ایوب گونه هزاران آسیه را در خود جای داده است.وبه خود لرزیده است با طغیان عاد وثمود ومظلومانه

سکوت کرده است آن هنگام که دخترکان معصوم پنجه در خاک به دنبال روزنه ای می گشتند برای جرعه

ای از زندگی.

زمین دیده است ولرزیده است همچنان که می بیند ومی لرزد ودم نمی زند.

حالا که زبور وانجیل وتورات خاک گرفته اند حالا که یهود رو به روی"یهوه"چنگالهایش را در حنجر تمام

مظلومان عالم فرو کرده است؛

حالا که پیروان مسیح،او را به صلیب کشیده می انگارند وکورکورانه به سوی سراب تمدن می تازند؛حالا

که برخی از فیلسوفان در بازارها می گردند واذعان می کنند که خدا را کشته اندزمین باز هم در سکوت،تو

را می خواند.ببین هزاران سال است که او تشنه عطر گل های یاس است.

خدا کند که بیاید ....

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 88/07/19 ساعت 18:59 توسط مدعی مهدوی |

خجسته باد نام خداوند نیکوترین آفریدگاران

که تورا آفرید

ازتو درشگفت هم نمی توانم بود

که دیدن بزرگی ات را چشم کوچک من بسنده نیست

 

مور چه میداند که بر دیواره ی اهرام میگذردیا بر خشتی خام

تو آن بلندترین هرمی که فرعون تخیل میتواند ساخت

ومن آن کوچکترین مور

که بلندای تو را در چشم نمی تواند داشت

چگونه این چنین که بلند بر زبر ماسوا ایستاده ای در کنار تنور پیرزنی جای می گیری وزیر مهمیز کودکانه بچگان یتیم ودربازار تنگ کوفه....؟

پیش از تو هیچ اقیانوس را نمی شناختم که عمود بر زمین بایستد....

پیش ازتوهیچ خدایی را ندیده بودم که پای افزاری وصله داربه پا کند ومشکی کهنه بر دوش کشد وبردگان را برادر باشد

آه ای خدای نیمه شب های کوفه تنگ

ای روشن خدا در شب های پیوسته تاریخ

ای روح لیله القدر

حتی اذا مطلع الفجر

شب از چشم تو آرامش را به وام دارد

وطوفان از خشم تو خروش را

کلام تو

گیاه را بارور می کند

واز نفست گل می روید چاه از آن زمان که تو در آن گریستی جوشان است

سحر از سپیده ی چشمان تو می شکوفد

وشب در سیاهی آن به نمازی می ایستد

هیچ ستاره نیست که وام دار نگاه تو نیست

لبخند تو اجازه زندگی است

هیچ شکوفه نیست کز تبار گلخند تو نیست

چگونه شمشیری زهر آگین پیشانی بلند تو این کتاب خداوند را از هم می گشاید

چگونه می توان به شمشیری دریایی را شکافت؟

به پای تومی گریم با اندوهی والاتر از غم گزایی عشق

ودیرینگی غم

برای تو با چشم همه محرومان می گریم

با چشمانی یتیم ندیدنت

گر یه ام شعر شبانه غم توست....

هنگام که به همراه آفتاب به خانه یتیمکان بیوه زنی تابیدیوصولت حیدری را دست مایه شادی کودکانه شان کردی وبرآن شانه که پیامبر پای ننهاد کودکان را نشاندی و از آن دهان که هرای شیر می خروشید کلامات کودکانه تراوید

آیا تاریخ به تحیر بر در سرای خشک ولرزان نمانده بود ؟

در احد که گل بوسه زخم ها تنت را دشت شقایق کرده بود

مگر از کدام باده مهر مست بودی که با تازیانه هشتاد زخم بر خود حد زدی ؟

کدام وام دار ترید؟

دین به تو

یا

تو به آن

هیچ دینی نیست که وام دار تو نیست

دری که به باغ بینش ما گشوده ای هزار بار خیبری تر است

مرحبا به بازوان اندیشه و کردارتو

شعرسپید من رو سیاه ماند که در فضای تو به بی وزنی افتاد

هر چند

کلام از تو وزن می گیرد

 وسعت تو را چگونه درسخن تنگ مایه گنجانم؟

تو را در کدام نقطه باید به پایان برد؟

الله اکبر

آیا خدا نیز در تو به شگفتی نمی نگرد؟

فتبارک الله تبارک الله

تبارک الله احسن الخالقین

خجسته باد نام خداوند که نیکوترین آفریدگاران است ونام تو که نیکو ترین آفریدگانی.

کاش در این رمضان لایق دیدار شوم / سحری با نظر لطف تو بیدار شوم

کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان / تا که هم سفره ی تو لحظه ی افطار شوم

 

 

امشب تمام آینه ها را

صدا کنید. گاه اجابت است رو به سوی خداکنید. ای دوستان آبرودار در نزد حق،

درنیمه شب قدرمرا هم دعا کنید.

 

باشورحسینى وصلابت حسنى درسوگ علی میگرییم. دعایتان توشه ی بی برگی ما

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 88/06/19 ساعت 17:9 توسط مدعی مهدوی |

میلاد با سعادت و مسعود امام حسن مجتبی (ع) بر

             شیعیان مبارک وفرخنده یاد باد

 

از یمن مقدم حسن مجتبی(ع)رواست

گردد دل افسرده ما شاد شاد شاد

در طول زندگی

یک لحظه از حقیقت وتقوا جدا نگشت

یک شب بدون فکر یتیمان سحر نکرد

یکدم جدا از یاد خدا بی خبر نزیست

                                                  براو درود باد  و درود باد و درود

 

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 88/06/12 ساعت 11:8 توسط مدعی مهدوی |

ت
طراحي شده توسط گنبدطلاي امام رضا

منوي اصلي

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفايل مدير وبلاگ
پست الکترونيک
عناوين مطالب وبلاگ

حرف من


قطعه گمشده ای از پر پرواز کم است/11بار شمردیم و یکی بازکم است
اینهمه آب که جاری است نه اقیانوس است / عرق شرم زمین است که سرباز کم است.
ای عزیز ببخش بر من اگر با جانی نه پاک ودلی نه روشن و اعمالی نه مقبول، مشتاق توام ،اما باور کن که در سر سودایی جز محبت تو نیست وخیالم از نقش ونگار تو پر است.

ثانیه ها رو بشمار تا ظهور دولت یار

تقویم تا ظهور

نوشته های آخر

یا امام رئوف
سر راهت می شینم
روزی تو خواهی آمد
اشک بقیع
گل نرگس کی می آیی؟!
فقط حیدر امیرالمومنین است
یا کریم اهل بیت
یا صاحب الزمانم مولای مهربانم
مرا مباد
مولا جان میلاد تان مبارک

محفل دوستان

گنبدطلاي امام رضا

امکانات

طراح قالب


Powered by BLOGFA
File Hosting by Persian Gig